بوروکراسی مرگ‌آور

در ادارات کاغذبازی اعصاب ما را به هم می‌ریزد و گاهی هم کارمان به تعویق می‌افتد یا مثل دادگاهها و دادسراها اصلا انجام نمی‌شود. خلاصه ضرر و آسیبی که به ما وارد می‌شود عموما مالی و روانی است. اما همین کاغذبازی کثیف در ارائه خدمات درمانی و بهداشتی فاجعه‌آفرین است. رفتن و گرفتن پرونده از یک اتاقکی که کسی در آن نیست و طرف رفته است چای بخورد کلی کار بیمار را عقب می‌اندازد و ممکن است یک جلسۀ درمانی او را بسوزاند و باطل کند. یک جلسۀ درمانی برای بیماری که حال اضطراری و وخیم دارد می‌تواند خیلی سرنوشت‌ساز باشد. گرفتن مجوزهای احمقانه و معطلیهای غیرموجه و رفت‌وآمدهای بیهوده همه باعث اختلال فرایند درمان می‌شود و شک ندارم که از دست رفتن بسیاری از عزیزان مردم در بیمارستانها ناشی از همین بوروکراسی لعنتی است. خانم متخصصی به نام افسانه مداح که یک دُم استاد هم به او بسته‌اند و روز شنبۀ بین‌دو تعطیل را معلوم نیست در کدام چی‌چی‌دره‌ای است و احتمال زیاد در مسافرت و خوشگذرانی به سر می‌برد جوانکی را به جای خودش گذاشته است اما او حق امضا ندارد. به همین سادگی کار بیمار ما سه روز عقب می‌افتد. بیماری که هر یک روز برایش اهمیت دارد. کی‌به‌کیه؟ مگه مدیر درست‌درمونی تو این مملکت هست که بخواد خر ایشون رو بگیره؟ شیرتوشیر عجیبیه ... طرف که برگرده سر کار باز استاد استاده که به شکمش ببندن. ملا شدن چه آسان؛ آدم شدن چه مشکل. این را خطاب به این خانم نمی‌گویم بلکه بسیاری از کادر پزشکی و پرستاری ما باید قبل از درسهایشان دست‌کم دو ترم پیش‌نیاز اصول انسانیت بخوانند. این وسط مدیرهای نالایق تنها کاری که می‌توانستند بکنند و نکردند این بود که مقررات دست‌وپاگیر را از سر راه مردم بردارند. کادر درمانی که مسئولیت سرش نمی‌شود دست‌کم مردم را از دور باطل کاغذبازیهای احمقانه و بیهوده نجات دهند ...

/ 0 نظر / 26 بازدید